خرید بک لینک
ترسم که اشک در غم مـا پرده در شودوین راز سر به مهر به عالم سمر شودگویـنـد سنـگ لعـل شـود در مقام صــبرآری شـود ولـیـک بــه خون جـگـر شـودخواهم شدن به میکده گریـان و دادخواهکز دست غم خلاص من آنجا مگر ش

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

کرم ابریشم وقتی در پیله گرفتار ماند و مدتی در دور خود پیچید و تنید از برکت آن تلاش ها و پیچش ها پروانه در می آید ولی انسان مادر مرده برعکس وقتی در لجه ی افکار گرفتار گردید دیگر روی رستگاری نخواهد دید

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

http://s3.picofile.com/file/8371809176/s0mbrebw_BrFC7utAlLz_1928960916087526131.jpg

مــن بــخــت پــریـشـانـی بــر آیــنــه مـیدیــدم

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

شرلوک: نگاشون کن، خیلی اهمیت میدن. تاحالا به فکرت رسیده که ما یه مشکلی داریم؟

مای کرافت: همه یه روزی میمیرن یا قلبشون میشکنه. اهمیت دادن همچین هم آش دهن سوزی نیست شرلوک...

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

روی هم رفته در سرزمین قی آلود وحشتناکی افتاده ایم که با هیچ میزان و مقیاسی، پدرسوختگی و مادرقحبگی اش را نمی شود سنجید. غیر از تسلیم و توکل و تفویض کار دیگری از ما ساخته نیست...

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

از آسمون، خونه كه می بارهپاييز ما پاييز خوبی نيستديوونه ايم با اينکه مي دونيمديوونه بودن چيز خوبی نيستدلخوش به چی هستی؟ كدوم فردا؟دنياي ما بدجور بي رحمهحال تو رو هيشکی نمی دونهحرف منو هيچ كس نمی فهمهع

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غمگین آمد...

http://s4.picofile.com/file/8374694750/d47634c8d2105cf7d46a07920253a53f_Copy.jpg

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

صبحانه: روزنامه وُ قهوه وُ گریه... (روزنامهی صبح، وقت صبحونه،خـیلی لازمــه، توی هـر خونه!) تیترِ درشتِ روزنامه اینه:دیوید بکهام یه ساعت خریده که روش پُرِ الماسُ نگینه!با فونتِ قرمز زیرش نوشته:هرکسی

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

صبح که خانه را ترک میکنم جوانم و شب پیر به خانه باز میگردم.با اندوهی هزارساله، چهاردیواری خانه ام، آرام و صبور،پذیرای پیرمردی است که سحرگاهان جوان بر میخزد! Download

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

نظاره کن نگاه ما راکه پرده ای دیگر بکنمبرهنه میکنم صدا راکه با دلت حرفی بزنمبه تن تو پیوسته نشد دو دست عاشقمبه سیاهی برگشته قدم قدم دقایقمبه منو این کاشانه بگو بگو که زنده ایمتو به گوشم افسانه بگو که

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 7:01

صفحه بندی